اصل های اولیه جنبش

اصل های اولیه جنبش ملی ما هستیم 1- تلاش در راستای زنده کردن فرهنگ ایرانی و پایان بخشیدن به اشغال کشورمان توسط فرهنگ عرب( نه اسلام). 2- هر ایرانی با هر مذهب و گرایش سیاسی(جمهوری خواه، پادشاهی خواهان، مجاهدین خلق، کمونیست ها و حتی طرفدار جمهوری اسلامی) در بیان نظرات خود آزاد است و هیچ کس حق ندارد مانع او گردد. 3- نفي هرگونه تبعيض از لحاظ جنسيتي ،نژادي،قومي، عقيدتي و مذهبي 4- رعایت احترام دیگران و عدم استفاده از الفاظ زشت و نازیبا چه در اظهار نظر و چه در نقد یا رد نظر دیگران. 5- عدم استفاده از شعار مرگ برای افراد. 6- هرگونه تغییر در ایران باید به وسیله مردم ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور انجام گیرد چون به غیر از مردم ایران هیچ دولت بیگانه ای به فکر مردم و منافع ملی ایران نیست. 7- هر فرد در این جنبش خود یک رهبر است. 8- جنبش ملی ما هستیم بر اساس مبارزات بدون خشونت عمل می نماید و با هر گونه حرکت خشونت آمیز یا تبلیغ آن مخالف است 9- جنبش ملی ما هستیم پرچم رسمی ایران را پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان می داند و این پرچم را وابسته به هیچ حزب و گروهی نمی داند و آن را متعلق به مردم ایران می داند

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

پشتیبانی یا جلوگیری از جنگ کدام را باید برگزید


از زمان حمله آمریکا به افغانستان هر از چند گاهی در گمانه زنی ها احتمال حمله آمریکا به ایران افزایش می یابد و باعث ایجاد بحث هایی در پشتیبانی یا جلوگیری از آن بین موافقان و مخالفان جنگ می شود و در چند روز اخیر باز در گمانه زنی ها احتمال حمله آمریکا به ایران افزایش یافته است و من در این اندیشه ام که در کدام سوی باید بایستم آیا باید پشتیبان جنگ باشم یا که نه باید مخالف جنگ آمریکا با ایران باشم؟
از یک سو می نگرم که هم اکنون کشورم در اشغال عده ای بیگانه است و هر روز بیش از روز پیش به قهقرا فرو می رود بنابراین می گویم حال که کشور ما در اشغال است چه بهتر که در اشغال مردمانی با فرهنگ بالاتر از آنان که اکنون مشغول استعمار و استثمار ما هستند باشیم و از سوی دیگر می دانم که احتمال دارد حاصل این جنگ تنها ویرانی بیشتر ایران باشد و اشغالگران کنونی حذف نشوند بلکه همچنان بر مسند قدرت بمانند که این فاجعه ای بس بزرگ تر خواهد بود. و اما در مورد نقش مردم ایران
هم چنان اختلاف میان گروه های مخالف این نظام اشغالگر آنچنان بالاست که توانا در ایجاد حرکتی بزرگ و هماهنگ در میان مردم نیستند و هر یک تنها خود را نماینده خواست مردم ایران می دانند و این را خوب می دانند که هیچ یک از انان به تنهایی دارای پایگاه آنچنان بزرگی در میان مردم نیستند ولی از آن جهت که تنها قدرت را از برای خود می خواهند بنابراین حاضر به نشستن در کنار دیگر گروه های اپوزیسیون نیستند و از سویی خود مردم هم به نظر نمی رسد به آنچنان فرهیختگی ای رسیده باشند که بتوانند خود را از نیرنگ های اشغالگران به دور دارند و بتوانند حرکات اعتراضی هماهنگی را سامان دهند و چه بسا عده ای از آنان هم اکنون در حال لحظه شماری برای حمله آمریکا به ایرانند با این خیال که آمریکا زحمت آنچه را که آنها می بایست انجام دهد به جایشان انجام دهد.
این موارد باعث شده است تا من در انتخاب میان مخالفت یا پشتیبانی از جنگ بین ایران و آمریکا دچار سردر گمی شوم و نتوانم تضمیم بگیرم که کدام یک را باید بر گزید چرا که هر یک را که بر گزینم می تواند در پایان یک فاجعه برای ایران باشد.

۱۳۹۰ آبان ۱۱, چهارشنبه

باید تاریخ را گاه با نگاهی دیگر نگریست:


در این سرزمین ایران مواردی هست که نه متعلق به یک دوره و زمان خاص و نه وابسته به نوع سیستم حکومتی خاصی می باشد ابن موارد ارزشهایی ملی هستند متاسفانه عده ای از روی دشمنی با این ارزش ها و عده ای از روی باور اشتباه آنها را به شیوه حکومتی خاصی یا زمان خاصی متعلق می دانند و این عمل خواسته یا نا خواسته عده ای را از آن ارزش های ملی فراری می دهد و این در حالی است که اکنون رژیمی اشغالگر بر سرزمین ما ایران حاکم است که او نیز در تلاش و کوشش برای نابودی این ارزش ها لحظه ای درنگ نمی کند.
یکی از این ارزشهای ملی سال نخست هر کشوری است این که سال نخستین تاریخ کشور چه زمانی انتخاب شود دارای اهمیتی فراوان است زیرا از یک سو نشانگر قدمت، فرهنگ و پایداری یک سرزمین یا مردمانش است و از سوی دیگر این سال از حادثه ای مهم در تاریخ آن سرزمین یا آن مردم نشان دارد که این نقطه عطف اگر باعث سرفرازی مردمان آن سرزمین نباشد باعث سرافکندگی آنان نیز نمی شود.
ما در کشوری زندگی می کنیم که بی هیچ تردید دارای قدمت، فرهنگ و پایداری ای به مراتب بیش از 1390 سال است و از سوی دیگر در این کشور نقطه عطفی وجود دارد که نه تنها در تاریخ این سرزمین بی همتا بوده است بلکه در کل تاریخ این زمین بی همتاست و این نقطه عطف چیزی نبوده است به جز صدور نخستین فرمان حقوق بشر توسط کوروش بزرگ، قانونی که تا آن لحظه کسی نه دیده بود و نه شنیده بود. این حادثه 2570 سال پیش رقم خورد و ما چنان از این نقطه مهم و متفاوت تاریخمان فاصله گرفته ایم که گویی چنین لحظه ای در تاریخ ما مردمان ایران زمین وجود نداشته است و ما مردمانی هستیم که از 1390 سال پیش که پیامبر اسلام محمد بن عبدالله از مکه به مدینه مهاجرت کرده است ما دارای قدمت و فرهنگ شده ایم و این در حالی است که در آن روزگار ما را با سرزمینی که محمد در آن می زیسته هیچ پیوندی نبوده است و حتی در آن زمان شاید اندک مردمانی از این سرزمین از وجود چنین فردی خبر داشته اند و تنها پس از اشغال ایرانمان توسط سربازان عرب بود که همه ما آنها را شناختیم. این در حالی است که ما پیش از آنان دارای سیستم حکومتی و فرهنگ و تمدن بوده ایم و آنان به جز وارد کردن خسارات هنگفت به این کشور چیزی برایمان به ارمغان نیاورده اند و ما اکنون در تاریخ هایمان از سال نخست آنان به عنوان مبنای شمارش سال ها استفاده می نماییم و به نوعی این گفته آنان را تایید می نماییم که ما پیش از اسلام هیچ بوده ایم و پس از آنست که دارای فرهنگ و تمدن شده ایم و در ضمن همه اینها به آنها می گوییم که سرزمین ما همچنان در زیر یوغ استعمار شماست و ما بنده شماییم.
البته یکی از دلایل اصرار بر استفاده از این سال نخست عربی در میان بعضی از هم میهنان این است که عده ای دیگر از هم میهنان سال نخست مبنای شمارش سال ها در ایران را که سال صدور نخستین فرمان حقوق بشر از سوی کوروش بزرگ است را به حکومت پادشاهی مرتبط می کنند و هم میهنانی که با این سیستم حکومتی مخالفند چون نقطه ای دیگر را نمی یابند به سال نخست عربی تن در می دهند و این در حالی است که این سال نخست ماورای نوع سیستم حکومتی است و نباید آن را به سیستمی حکومتی نسبت داد و از ارزش ملی آن کاست و ارزش آن را به حد ارزشی برای یک سیستم حکومتی کاهش داد.  
هیچ حرکتی بدون یاری و همراهی بیشترین افراد یک جامعه به هدفش نمی رسد پس بیایید تا از سال نخست ایرانی به عنوان مبنای شمارش سال ها استفاده نماییم.  
امید است با بازگشت به ارزش های ملی و با یافتن شناختی کامل تر از خود، بتوانیم رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی را با کمترین هزینه ممکن از اریکه قدرت به زیر بکشیم.   

۱۳۹۰ آبان ۳, سه‌شنبه

بازگشت تلویزیون کانال یک به ماهواره هاتبرد


با پشتیبانی ایرانیان میهن دوست و پس از موفقیت در حذف نام سخنگوی جنبش ملی ما هستیم آقای شهرام همایون از لیست افراد تحت تعقیب پلیس بین الملل، بار دیگر تلویزیون کانال یک به ماهواره هاتبرد بازگشت 

فرکانس: 11179
سیمبول ریت: 27500
پلاریزاسیون: افقی
اف ای سی: 4/3
نام کانال: Ch1 TV

TV Freq: 11179
Symbol rate: 27500
Polarization: H
FEC : ¾,
Channel name: Ch1 TV

۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

از انقلاب تا انقلاب


برای ما از گذشتگان چون سایر ملت های جهان درس های فراوانی چه در قالب داستان و چه در قالب وقایع تاریخی بر جای مانده است که باید از آنها به عنوان چراغ راه آینده مان استفاده نماییم و اگر بدان ها بی توجهی نماییم بی شک عاقبتی بهتر را هرگز نخواهیم دید. می توان گفت همه ما با داستان پیرمردی که از پسرانش می خواست تا تیکه های بارک چوب را بشکنند آشناییم نکته این داستان در یک جمله بود همگرایی رمز شکست ناپذیری است.
سال 2537 ایرانی چیزی نمی توانست آن انقلاب را رقم بزند مگر همگرایی نیروهای مخالف حکومت شاه، هر چند این همگرایی نه بر پایه مشترکات در عین حفظ اصول بلکه بر پایه مشترکات در عین زیر پا نهادن تمام اصول بنیادی گروه ها به خاطر عقاید یک گروه خاص بنیان نهاده شده بود و حاصلش نیز نمی توانست جز آنچه امروز هست باشد.
اکنون 32 سال از آن زمان می گذرد و بازماندگان رژیم سابق و بسیاری از همراهان آن انقلاب(مجاهدین، کمونیست ها و ...) در صف مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ای هستند که  حاصل آن انقلاب است و تمامی این جریانات، رژیم حاکم بر ایران را رژیمی نالایق و ناکارآمد می داند و در زمان سخن گفتن حتی به اندازه یک کودک خردسال هم برای دولتمردان این رژیم زیرکی و رندی قائل نیستند و آنها را انسان هایی سفیه و نادان و فاقد پشتوانه قوی مردمی می دانند. 
با توجه به این مطلب برای هر نظاره گر بی طرفی این پرسش ایجاد می شود پس چگونه است که چنین رژیمی 32 سال پابرجاست و هر آنچه خواسته است انجام داده است؟ آیا سخن مخالقینش در مورد نادانی و کم خردی حاکمان امروز گزافه است؟ آیا حاکمان امروز دارای پشتوانه مردمی قوی هستند چنان که می گویند؟ یا مورد دیگری باعث این پابرجایی رژیم حاک بر ایران است؟
در اینجا کوشش می شود تا به شکلی ساده و خلاصه علت های ناکامی مخالفین در این 32 سال بیان شود
1-    گسست در درون نیروهای مخالف
2-    رندی حاکمان و زیرک نبودن مخالفان
3-    همگرایی در بین طرفداران رژیم حاکم
4-    منافع اقتصادی دیگر کشورها
5-    نفوذ عوامل جمهوری اسلامی و میدان داری افراطیون
گسست در درون نیروهای مخالف:
در طی این 32 سال نیروهای مخالف نه تنها که  نتوانسته اند بر سر اشتراکات خود به تفاهم رسیده بلکه در میان هر گروه دو دستگی یا چند دستگی ایجاد شده است و هر یک خود را علمدار واقعی اندیشه آن جریان می داند به عبارتی دیگر می توان چنین گفت که به جای ایجاد هر انقلابی که باعث فرو پاشی نظام حاکم گردد ما با شورش های فراوان در درون نیروهای مخالف روبرو بوده ایم که این خود وابسته است هم به علت های دیگر ناکامی نیرو های مخالف و هم به رفتار دیکتاتور مآبانه نهادینه شده در درون افراد و میل قدرت طلبی و جاه طلبی آنان.
رندی حاکمان و زیرک نبودن مخالفان:
رژیم حاکم بر ایران دارای دولتمردان بسیار رندی است و این رندی تنها در راستای حفظ مقام و قدرتشان و غارت دارایی ملت ایران است. این رژیم به خوبی می داند که مردم به ستوه آمده همیشه به دنبال راهی برای خلاصی از این شرایط هستند حال هر چند این راه تنها در حرف بتواند آنها را امیدوار به آینده نماید و وعده زندگی بهتری برای آنها بدهد بنابراین خود را در یک حزب و دسته  خلاصه ننمود و بلکه دو گروه را ایجاد نمود که شامل اصولگرایان و اصلاح طلبانند که ازاصولگرایان برای سرکوب مخالفین در درون ایران و از اصلاح طلبان  برای امیدوار نگه داشتن افراد نسبتا مخالف درون مرزکه دارای اکثریت هستند و مانع پیوستن آنها به نیروهای مخالف کامل چه در درون و چه در برون مرز شدن و از سوی دیگر از اصلاح طلبان برای کوبیدن و سرکوب هر چه سنگین تر نیروهای مخالف در خارج از ایران استفاده می نماید.
در اثر زیرک نبودن بسیاری افراد حاضر در بین نیروهای مخالفین به خصوص در بین طرفداران، به راحتی در دام های گسترده شده توسط رژیم حاکم گرفتار آمده و چون مزدورانی بی اجرو مواجب برای رژیم کار می کنند از جمله عده ای پیدا می شوند که می گویند با هر جریانی که از مردم برای مبارزه پول بگیرد مخالفند و اگر به آغاز این شیوه اندیشه بنگریم خواهیم دید که این نوع اندیشه برخاسته از سوی اصلح طلبان است که برای تضعیف نیروهای مخالف و فاقد بنیه مالی نمودن آنها با قیافه ای حق به جانب این را مطرح نموده اند و متاسفانه برخی از نیروهای مخالف در این دام افتاده اند و با آنکه حتی در کشورهایی زندگی می کنند که نامزدهای ریاست جمهوریش برای تامین هزینه های انتخاباتی پول از مردم جمع می نمایند و حتی کمک مالی شرکت ها به میزان مشخصی محدود شده است تا نتوانند بر رییس جمهور آینده تاثیر داشته باشند اما این افراد به نامزدهای اصلاح طلب در درون ایران بی توجه به اینکه این افراد سهام داران غارت ثروت مردم ایرانند، نگاه می کنند که بدون کمک مالی از مردم  عادی گرفتن خرج های میلیاردی می کنند و از مخالفین نیز توقع دارند چون این غارتگران خرج نمایند بی آنکه از مردم یاری جویند. گاه نیز بخشی از مخالفین که قادر می شوند حرکتی را سامان دهند به دلیل آنکه چالش سنجی مناسبی را انجام نمی دهند دچار وقفه یا شکست می شوند از جمله این حرکت ها می توان به جنبش ما هستیم اشاره نمود که علی رغم عدم همراهی سایرسران نیروهای مخالف بر خلاف طرفدارانشان تواسنته بود حر کتی را سامان بخشد و تا کوچکترین شهرها و دهات ایران نیز نفوذ کند به علت آنکه نتوانسته بود چالش انتخابات را پیش بینی نماید اگر نگوییم دچار شکست شده، باید بگوییم که دست کم دچار وقفه ای دو ساله یا بیشتر گشته است.
همگرایی در بین طرفداران رژیم حاکم
یکی از راه های پیروزی ساده تر بر دشمن ایجاد اختلاف و دو دستگی در میان نیروهای آن است اما با توجه به اینکه نیروهای هوادار جمهوری اسلامی، روحانیون اسلامگرایی هستند که در پی مال و منال دنیا هستند و به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن موقعیت به دست آمده نیستند هر چند که از این خوان نعمت اندکی به آنها برسد چرا که می دانند پس از این رژیم دیگر نابرده رنج از این خوان نعمت بهره ای نخواهند برد و این آخوندها مقلدینی دارند که بی جون و چرا به سخنانشان که از آن با عنوان فتوا یاد می کنند گوش می دهند بنابراین ایجاد دو دستگی و اختلاف در بین این افراد به خصوص در محدوده سرانش که ریشه اشتراکشان را به خوبی می شناسند کاری بس دشوارو سخت است.
منافع اقتصادی دیگر کشورها
بی شک بسیاری از کشورهای بزرگ و توسعه یافته جهان امروز نفعی سرشار از اوضاع حاکم بر ایران می برند و با گرفتن باج های اقتصادی از جمله نفت رزان قیمت، از انجام هر گونه اقدام سیاسی شدید بر علیه این رژیم خونخوار پرهیز می کنند و در بسیاری موارد با این رژیم در حذف مخالفینش همراهی می کنند که از موارد آن می توان به آنچه در مورد قتل دکتر شاپور بختیار و دکتر فریدون فرخزاد رخ داد اشاره نمود.
نفوذ عوامل جمهوری اسلامی و میدان داری افراطیون
این بسیار احمقانه است اگر فکر کنیم که یک رژیم که در قرن 21 در حال حکمرانی است از تکنیک های اطلاعاتی استفاده ننماید و برای ایجاد دو دستگی و چند دستگی و با هبر شدن از اوضاع درون گروه ها افرادی را به درون آنها نفرستد و گاه این افراد چون کاسه داغ تر از آش عمل می نمایند و باعث دو دستگی می شوند و عده ای نیز به گمان اینکه این طرف خیلی خوب است به دورش جمع می شوند و زیر نظر این فرد به برخورد با یاران سابق خود می پردازند به هر روی این عناصر نفوذی به شکل های متفاوت رفتار می کنند اما آنچه که میدان را برای میدان داری این افراد باز می گذارد خالی شدن صحنه از افرادی است که اندیشه ای متعادل و دموکرات دارند و از ترس درگیر شدن با این افراد و فحش و ناسزا شنیدن و متهم به این یا آن عمل ناشایست از سوی این افراد افراطی شوند به گوشه انزوا خزیده اند و در خانه هایشان نشسته اند تا شاید روزی معجزه ای گردد و این افراد افراطی خود به خود تبدیل به افرادی معتدل و دموکرات گردند غافل از اینکه این عمل آنها تنها تضیف جبهه خودشان را در پی دارد.
هر پروژه برای به سرانجام رسیدن باید یک سری مراحل را پیش از هرگونه عمل اجایی طی نماید تا به پاسخ مناسب برسد ایم برخی از مراحل مهم عبارتند از
1-    نیاز سنجی
2-    امکان سنجی
3-    چالش سنجی
حال به همین شیوه بررسی پروژه همگرایی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی می پردازیم در اینجا منظور از نیروهای مخالف رژیم جمهوری اسلامی نیروهایی هستند که خواستار نظامی دموکراتیک و سکولار برای ایرانند و این مقصود را از روش های مسالمت آمیز پی می گیرند و البته ادعای فعلی این گروه ها مورد نظر است و نه آنچه در گذشته انجام داده اند
نیاز سنجی
در این بخش این پرسش مطرح است که آیا نیازی به همگرایی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی احساس می شود یا نه؟
با توجه به عدم موفقیت هیچ یک از گروه های مخالف و پند های نهفته در داستان های قدیم که در آغاز این نوشتار بدان اشاره شد امروزه نیاز به همگرایی در بین نیروهای مخالف بیش از همیشه احساس می شود
امکان سنجی
در این بخش این پرسش مطرح است که آیا امکان همگرایی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی وجود دارد یا خیر؟
بی شک اگر این نیروها نه از برای کسب قدرت تنها و بلکه پیش از آن به دنبال آزادی ایران و ایرانی و برقراری نظامی سکولار و دموکرات باشند این همگرایی به راحتی امکان پذیر است
چالش سنجی
در این بخش به مشکلاتی که ممکن است در حین اجرای پروژه همگرایی نیروهای مخالف پیش آید پرداخته می شود
1-    تجمعات افراطیون هر گروه در راستای مبارزه با همگرایی
2-    ترس از قدرت گرفتن یک گروه در آینده و سرکوب شدن دیگر گروه ها مانند سال 37
3-    زد و بند یک یا چند گروه با جمهوری اسلامی
4-    خارج شدن یک یا چند گروه از این همگرایی بر اثر عدم باور درونی به دموکراسی
که برای هر یک از این چالش ها باید راه کاری اندیشیده شود تا بتوان این پروژه را با موفقیت به پایان رساند

بی شک در همه موارد ذکر شده نواقصی هست که امیدورام خوانندگان هر آنچه را که حس می کنند کم است بدان در بخش نظرات بیفزایند تا به غنای مطلب برای سایر خوانندگان افزوده شود.

۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

من از جانب خودم بخشش عمومی اعلام می کنم



من یک جوان ایرانی که در دوران نکبت بار جمهوری اسلامی به دنیا آمده ام و دوران زندگیم را که می شد با داشتن همه آزادی ها به جز آزادی سیاسی سپری نمایم به خود حق می دهم بابت این از همه آنها که رژِیم گذشته را سرنگون کردند و نتوانستند رژیم بهتری مستقر نمایند که هیچ، بدتر از آن را به ارمغان آوردند و از رژیم پهلوی بابت اشتباهاتی که انجام داد که حاصلش انقلاب نکبت بار سال 2537 ایرانی و روی کار آمدن رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی بود  طلبکار باشم و حق دارم به همچنین از تمام آنان که در این 32 سال حکومت ننگین جمهوری اسلامی پست و مقامی داشته اند بابت کوششان برای شتشوی مغزی دادنم، به علت تخریب دوران کودکی، نوجوانی و جوانیم، تخریب چهره ایرانی در سطح جامعه بین الملل و هزاران دلیل کوچک و بزرگ دیگر طلبکار باشم بیان کنم که من به شخصه (دقت کنید که خودم را می گویم نه فرد دیگری را) هر فردی از هر گروهی و اندیشه سیاسی را که از امروز برای ایجاد ایرانی آزاد و آباد و دارای حکومتی دموکرات و سکولار کوشش نماید می بخشم و در آینده خواهان تشکیل هیچگونه دادگاهی برای او جهت رسیدگی به اعمالش تا پیش از نوشتن این مطلب نیستم حال حتی اگر این فرد خامنه ای یا احمدی نژاد، مریم رجوی یا فردی از خاندان پهلوی، بنی صدر یا موسوی، یا هر فرد شناخته شده یا نشده دیگری باشد.